شمس سراج عفيف
254
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
چون سلطان فيروز در تخت نشستي جام و بانهبنه طرف بازوي راست در جامخانهء دوم فرود صدر صدور جهان بر حكم فرمان شاه مينشستند انشاء الله و بعون آله بيان نشستن ايشان پيش خسرو جهان در وقت بار در مقدمهء بيان بارجاي نبشته آيد - و از حال و احوال هريك خانان و ملوك درگاه كه دران محل به حكم فرمان شهنشاه بمرتبه مينشستند مشرح « 2 » شرح داده شود - معهذا چون ازين سخن چند سال گذشت و تماچي برادر بانهبنه در تهته برگشت حضرت شهنشاه جام را براي دفع شر او در تهته فرستاد - جام در تهته رسيد و تماچي را سمت شهر روان گردانيد « 3 » - و بانهبنه هم در دهلي ماند و پيش سلطان فيروز شاه خدمت ميكرد - چون سلطان تغلق شاه بپادشاهي نشست بانهبنه را چتر سپيد « 4 » داد - و در تهته روان كرد بانهبنه در اثناي راه جان به حق سپرد * * ابيات * هستند سه كس ستيزه كاران * * عورات و صغار و تاجداران تا سر نبرند زود انگار « 5 » * * آرام بود بهرسه دشوار مقدمهء هژدهم وضع طاس گهرياله بعد از آمدن مهم تهته نقل است هر وضعي كه سلطان فيروز شاه بالهام آله در عهد دولت خويش بفراست و كياست در مملكت دار الملك دهلي
--> ( 2 ن ) مشروح * ( 3 ن ) كرد * ( 4 ن ) بلند * ( 5 ن ) آنكار *